تمام بدبختی همین جاست. آدم هیچ وقت نمی تواند جایی را پیدا کند که دنج و دلچسب باشد، برای اینکه همچو جایی اصلاً در دنیا وجود ندارد. آدم ممکن است خیال کند که همچو جایی وجود دارد، اما همین که پاش رسید آنجا و موقعی که اصلاً هیچ انتظارش را ندارد یک نفر از غیب پیداش می شود و درست جلو چشم آدم می نویسد، "دهنتو..." اگر قبول ندارید یک بار امتحان کنید. من گمان می کنم موقعی که بمیرم، و مرا توی قبرستان چال کنند، یا سنگ قبری رویش بگذارند که رویش نوشته شده باشد"هولدن کالفیلد"، متولد سال فلان و از اینجور چیزها،آخر سر درست زیر آن خواهند نوشت،"دهنتو..." من این را حتم دارم. حالا می بینید.

ناتوردشت- جی.دی.سالینجر